فراموش کردم
اعضای انجمن(22) نظرات انجمن
جستجوی انجمن
عناوین پر بازدید ماه
مدیر انجمن: بیوک محمودی
بیوک محمودی (buick )    

روشهای ابراز علاقه دختر به پسر

منبع : http://khanevadeh20.mihanblog.com/post/10
درج شده در تاریخ ۹۰/۰۷/۲۱ ساعت 22:55 بازدید کل: 4620 بازدید امروز: 3 0 می‌پسندم  
 

بنام خدا

سلام عرض میکنم خدمت بازدید کنندگان عزیز بخصوص خواهران گرامی که به بنده ایمیل زده بودند تا پیگیر این موضوع باشم.

.

         امید وارم با بهره گیری از این مطالب، بهترین تصمیم خود را بگیرید.

صرف نظر از این كه چگونه این دوستی و محبت به وجود آمده و چرا شكل گرفته كه نقش زیادی در پاسخ به این سؤال دارد و در جای خود باید به طور مفصل و مشروح به آن پرداخت، انگیزه اظهار و بروز این محبت به طرف مقابل از اهمیت زیادی برخوردار است و چگونگی پاسخ را معین می كند و شاید بتوان گفت اهمیت، هدف و انگیزة اظهار محبت باطنی از اهمیت چگونگی شكل گیری محبت قلبی بیشتر است . در هر صورت سوال پرسشگر آن است که محبت قلبی بوجود آمده را چگونه می توان به دیگری تفهیم كرد و آیا اصولا صحیح و معقول و پسندیده است دوستی باطنی خود را به طرف مقابل (كه از جنس مخالف است) تفهیم كنیم و آیا پی آمدها و عوارضی به دنبال نخواهد داشت؟ به هر حال دو انگیزه یا هدف برای چنین اظهار محبتی می توان تصور كرد:

1. اظهار محبت قلبی به طرف مقابل به منظور ایجاد روابط دوستانه و صمیمانه و استمرار آن برای مدت زمانی خاص در جهت پاسخ به احساس نیاز روانی خود (یعنی نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن).

2. اظهار محبت قلبی به طرف مقابل به منظور آشنایی با یكدیگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج. البته می توان انگیزه های دیگری را نیز برای ایجاد و اظهار محبت بین دو طرف فرض نمود ولی در چنین موقعیت هایی و این گونه اظهار محبت ها معمولاً جوان به دنبال یكی از دو امر است یعنی یا خود داشتن رابطه دوستانه و اظهار علاقه و محبت به دیگری هدف است و یا اظهار محبت و دوستی مقدمه جلب نظر طرف مقابل برای ازدواج و تشكیل زندگی مشترك.
حال باید دید كدام یك از دو صورت فوق را می توان پذیرفت و بر آن مهر تأیید زد.

 

مرحله اول:

شكی نیست كه انسان دارای نیازهای مختلف زیستی، اجتماعی، عاطفی و شناختی است. نیاز به خوردن و آشامیدن دارد نیازمند ارتباط و تعامل با دیگران است، در پی پاسخ دادن به سؤال های شناختی خود است و بالاخره نیازمند محبت كردن و مورد محبت واقع شدن است. برخی روان شناسان با انواع نیازهای مختلف انسان و سطح بندی آن، بر اهمیت نیازهای عاطفی در دوران نوجوانی و جوانی و لزوم تأمین آن توسط گروه همسالان تأكید می ورزند. و معتقدند این نیاز یكی از نیازهای عالی انسان است و همسالان با ایجاد ارتباط مثبت عاطفی می توانند به تأمین آن بپردازند. اما آن چه در ایجاد رابطه دوستی و اظهار محبت به دیگری از اهمیت زیادی برخوردار است آن است كه به چه كسی و تا چه محدوده ای این كار انجام گیرد كه هم آن نیاز عاطفی پاسخ داده شود و هم عوارض و پیامدهای منفی نداشته باشد و به عبارت دیگر به چه هزینه ای می خواهیم این نیاز را تأمین و ارضاء كنیم. همان طور كه در تأمین دیگر نیازهای زیستی، اجتماعی و شناختی به این چگونگی توجه می شود مثلا برای تأمین نیازهای فیزیولوژیك و زیستی خود دست به هر اقدامی نمی زنیم و با هر چه جلوی ما قرار گرفت استفاده نمی كنیم بلكه سعی می كنیم گزینش كرده آن هم گزینش عقلانی و طبق معیارهای صحیح و آن چه تناسب بیشتری با وضعیت جسمانی ما داشته باشد بهره می گیریم با هر گونه احتمال ضرری در تصمیم گیری خود تجدید نظر كرده و از لذت لحظه ای و كوتاه مدت آن می گذریم بنابراین چه خوب و شایسته است همین مکانیزم را در مورد این نیاز همچون نیازهای زیستی به كار ببریم یعنی آنچه تناسب بهتر و بیشتری با كل شخصیت انسان دارد مورد توجه قرار داده و آن چه نامتناسب است یا متضاد و معارض با ویژگی اصلی انسان است و سلامت روحی و روانی انسان را تهدید می كند به كناری گذاشته و از آن دوری كنیم. شكی نیست چنین گزینش عقلانی و مبتنی بر ندای حقیقت یاب درون، نیازمند شناخت كافی و تحمل در برابر خواست های موقت بعد غیر حقیقی انسان است. اكنون این سؤال مطرح می شود كه اظهار محبت به جنس مخالف چه پیامدهایی به دنبال دارد.

الف: زیاده طلبی

شاید بتوان گفت زیاده خواهی انسان مورد اتفاق نظر دانشمندان علوم مختلف باشد. كمال طلبی انسان در هر بعدی از ابعاد جسمانی و روانی زبان زد همگان است. اگر فردی در پی علم و دانشی باشد و آن را ارزش مطلق بداند، هیچ گاه دست از كنجكاوی و دانش جویی خود بر نخواهد داشت. چه بسا در واپسین لحظات زندگی بگوید دانستن بهتر از ندانستن است و در پی كشف مجهول خود خواهد بود. فرد دیگری كه در پی کسب قدرت و سلطه بر دیگران باشد اگر بر تمام كره خاكی سلطه یابد، آن را كم و اندك می پندارد و حكومت بر دیگر كرات را خواهان است و همینطور كسی كه خواهان ثروت و ثروت اندوزی است، اگر گنج قارون و بیشتر از آن را داشته باشد باز هم در پی مال و ثروت بیشتر است و ... خلاصه در تمام زمینه ها این كمال خواهی ظهور و بروز دارد و با اندك تأملی در رفتار خود و دیگران می توان این صفت را كشف و مشاهده كرد. با یك سلام و احوالپرسی ساده و مختصر آغاز می شود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع می شود ولی به تدریج نوع رابطه و گفتگو تغییر پیدا كرده و به میزان و كمیت آن نیز افزوده می شود و تا آنجا پیش می رود كه تمام انرژی عاطفی خود را می خواهد در همین گفتگوها و ارتباط ها هزینه كند و هرگز به همان حداقل كه در روزهای اول داشته، اكتفا نمی كند و بر همین اساس است كه از همان آغاز باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر احساسات اجتناب كرد. بنابراین ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشاء سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبال نداشته باشد) دلیل موجه و قابل قبولی را نمی شناسیم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار می شود و به تدریج در گردونه ای وارد می شوند كه چه بسا هیچ كدام خواستار آن نبودند. گردونه ای كه گاهی رهایی از آن مستلزم هزینه كردن تمام انرژی روانی، جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است. لازم به ذكر است این سخن یك ادعای صرف و بدون پشتوانه و دلیل نیست مراکز مشاوره روزی نیست كه نامه از جوانان عزیزی كه در چنین دامی قرار گرفته اند دریافت نکنند. تأكید می شود جالب آن است که تقاضای كمك و فریادرسی از افرادی است كه معمولاً در ابتدای كار به خود مطمئن بوده اند و تصمیم جدی شان آن بوده كه وارد ارتباط احساسی و غیر معقول و از نظر اخلاقی غیر صحیح نشوند و صرفا می خواستند در حد ارتباط عادی و یا به قول شما یك سلام و علیكم و یا اظهار محبت باطنی به طرف مقابل و نه بیشتر انجام گیرد. چه خوب است عین جملاتی از چنین افرادی را برایتان بازگو كنیم: «دختری 21 ساله ام ... تا قبل از ورود به دانشگاه با هیچ پسری ارتباط نداشته ام ... خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوست های خیابانی كاملا خبر داشتم و همیشه مواظب بودم ... كم كم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسی با آنها برایم عادی شد آنها هم به ما سلام می كردند ... مدتی بعد سلام كردن به پسرها هم شروع شد ... تا این كه روزی یكی از آنها گفت: ببخشید مدتی است شما را زیر نظر دارم و از اخلاق شما خیلی خوشم آمده اگر لطف كنید مدتی با هم دوست باشیم ... حالم خیلی خراب شد ... حدود 3 ساعت فقط گریه می كردم و افسوس می خورم كه ... ».
دانشجوی پسری هم برای ما چنین نوشته است: «یك روز كه برای درس خواندن به پارك رفته بودم و قدم زدن های دختر و پسرهای جوان دو به دو با هم توجه ام را جلب كرد و حواسم حسابی پرت شد. ناگهان تصمیم گرفتم ... تصمیم تازه ای گرفته بودم تصمیمی كه از آن هراس داشتم و بیش تر از همه می ترسیدم كه به خطا و گناه افتاده باشم ... چند هفته ای بود كه حتما یك كلمه هم درس نخوانده بودم، بی انگیزه و بی حوصله شده بودم ... تا این كه تصمیم خود را عملی كردم و اكنون چند ماهی است كه با دختری رابطه تلفنی دارم ... شرایط بد گذشته ام جای خود را به شرائط بدتر امروز داده، زندگی آرامش قبلی را ندارد و نمی دانم این وضع تا كجا می خواهد ادامه یابد ... این دختر اكنون ظاهرا جای خالی همه چیز و همه كس را برایم پر كرده اما چه فایده كه در زندگی بیرون و واقعی من هیچ جایی برای او نیست می ترسم كه به آلودگی و ناپاكی بیشتر كشیده شوم و كم كم به سوی لجنزار گناه كشیده و غرق شوم».

ب. وابستگی

با شكل گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یكدیگر و تشدید آن فراهم می شود. از آنجا كه نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می رسد و فضای نسبتا مناسبی برای ارضاء این نیاز (هر چند به طور غیر صحیح آن) در محیط آموزشی و دانشگاهی معمولاً وجود دارد، به شكل خودكار دختر و پسر در این كانال قرار می گیرند و هوشیارانه و در اكثر موارد به طور ناهوشیار و به عبارتی به طور غافلانه ای گرفتار چنین گردابی می شوند و آن را با عنوان های عرف پسند و موجه پوشش می دهند و باطن غیر موجه آن را با پوشش های ظاهری نیكو و پسندیده جلوه گر می نمایند. علاقه ابتدایی شدت یافته و علی رغم تصمیم اولیه دو طرف یا یكی از آنها، كم كم به وابستگی به یكدیگر تبدیل می شود. این وابستگی (در بسیاری موارد اگر نگوئیم در تمام موارد) آفت بزرگی برای تمركز حواس، تحصیل و تفكر عمیق در امور درسی آنها می شود به گونه ای كه گاهی مطالعه و حضور در كلاس درس را غیر ممكن می سازد وهر كدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتی در كلاس درس در فكر طرف مقابل است. این سخن ادعای بدون پشتوانه نیست و اگر به نوشته های چنین افرادی مراجعه كنیم مثنوی هفتاد من كاغذ می شود. علاوه بر این وابستگی به وجود آمده مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریك آینده زندگی می شود و از آنجا كه به فردی خاص وابسته شده، تمام نیكی ها، خوبی ها، زیبایی ها و ... در فرد مورد علاقة خود می بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی طرف مقابل را ندارد زیرا از روی علاقه و از پشت عینك وابستگی به طرف مقابل نگاه می كند نه با نگاه خریدار و نه با نگاه نقادانه و بررسی كننده ای كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوی حقیقت بین مورد دقت و مشاهده قرار دهد. از طرف دیگر اگر كسی بخواهد با فردی فقط برای مدتی دوست باشد و به اواظهار محبت كند (نه دراز مدت) مطمئنا با این وابستگی به وجود آمده (پس از آن مدت كوتاه یا طولانی) امكان جدا شدن از یكدیگر از نظر روانی بسیار سخت و مشكل آفرین است و معمولاً در چنین مواقعی بسیاری از جوانان به افسردگی های شدید و در مواردی ناامیدی كامل از جهان و ادامه هستی دچار می شوند و احساس می كنند نه راه پیش دارند و نه راه بازگشت زیرا از طرفی می خواهند این ارتباط دوستانه را كه به وابستگی شدید منجر شده، ادامه دهند و از طرف دیگر باور دارند نمی توانند همدیگر را به عنوان شریك زندگی خود انتخاب كنند. این امر گاهی به خاطر ویژگی های شخصی شان است و گاهی به خاطر عوامل خانوادگی ، اقتصادی و غیره مثل عدم توافق خانواده ها و نظیر آن است و یا به هر دلیل دیگر مطمئن می شوند برای زندگی مشترك با همدیگر تناسبی ندارند. اینجاست كه دچار تنش می شوند و در یك بن بست سخت و شدید گرفتار می شوند. شكی نیست این نكته نیز از پشتوانه های عینی و تجربه های نوشته شده دانشجویان فراوانی برخوردار است.

ج. احساس گناه

شكی نیست كه ما در جامعه دینی زندگی می كنیم و اكثریت مردم (اگر نگوئیم همه) از آموزه های دینی و اخلاقی متأثر هستند و به آنها احترام می گذارند. گرچه ممكن است هر فردی سال های اول زندگی و نسبت به برخی از دستورالعمل های اطلاع دقیقی نداشته باشد ولی به طور ناخود آگاه و به تدریج به بسیاری از هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه دینی آگاهی پیدا می كند (البته اگر نگوئیم قبلا به بسیاری از آنها اشراف داریم ولی به خاطر غفلتی كه داریم یا تغافلی كه می كنیم آنها را زیر پا نهاده و به آنها كم توجهی یا بی توجهی می كنیم) اظهار محبت و طرح رابطه دوستی با جنس مخالف از جمله رفتارهایی است كه جامعه دینی و ارزشی آن را نمی پسندد و به آن خرده می گیرد و اگر اندك دقتی به متون دینی و فرمایشات رهبران دینی صورت گیرد روشن می شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانینی خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدودیت (آن گونه كه در جوامع غیر دینی شیوع دارد و به عنوان یك ارزش تلقی می شود) نیست بلكه نگاه اسلام به این گونه ارتباط ها منفی است و همه را (بخصوص جوانانی كه در اوج غریزه جنسی هستند) را از ایجاد ارتباط عاطفی و احساسی با جنس مخالف باز داشته و نهی كرده است. حال اگر به هر دلیلی (عدم آگاهی، غفلت یا تغافل) در دوره جوانی فردی مرتكب چنین رفتاری شد مدت زمان زیادی نمی گذرد كه جوان به خود می آید و به گذشته خود می اندیشد و رفتارهای خود را با ملاك ها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه كرده و آنها را محك می زند و یا با قرار گرفتن در موقعیت ها و شرائط زمانی و مكانی معنوی (كه كم هم رخ نمی دهد بلكه بسیار زیاد است) دچار پشیمانی شده و اگر نتواند به درستی از این فضای روانی خارج شود به احساس گناه منفی تبدیل شده و این احساس گناه منشأ بسیاری از ناگواری های روحی و روانی می شود. لازم به ذكر است تجدید نظر نسبت به اعمال غیرمعقول و غیر مشروع گذشته و پشیمان شدن از آنها و تصمیم بر ترك گرفتن امری مقبول و شایسته بلكه لازم و ضروری است و آن چه به عنوان یك پیامد منفی در این جا از آن یاد می شود آن احساس گناه شدید و منفی ای است که بر فضای فكری فرد حاكم شده و توان خارج شدن از آن را در خود احساس نمی كند و همراه با یأس و ناامیدی مطلق است و توان حركت به سوی اصلاح و تغییر رفتار و مسیر زندگی را از دست می دهد. نكته قابل توجه در پایان این بخش آن است كه آسیب پذیری جوانانی كه به ارزش های دینی و اخلاقی احترام می گذارند و به آنها پای بند هستند بیشتر است و به خاطر آشنایی بیشتری كه با دستورالعمل های دینی و اخلاقی دارند بیشتر در معرض احساس گناه شدید و پیامدهای منفی آن قرار می گیرند.

مرحله دوم:

آن چه بیان شد برخی پیامدها و عوارضی است كه به دنبال اظهار محبت به جنس مخالف به منظور داشتن رابطه دوستانه و صمیمانه شكل می گیرد اكنون به سراغ نوع دوم یعنی اظهار محبت به جنس مخالف به منظور آشنایی و فراهم كردن مقدمات ازدواج انجام گیرد. به نظر می رسد یكی از پیش نیازهای ضروری ازدواج آشنایی دو طرف از ویژگی های رفتاری، شخصیتی، اخلاقی و خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و ... یكدیگر است و هر دو طرف با دقت و حساسیت زیاد و با استفاده از راه های مختلف تحقیق و بررسی باید به اطمینان دست یابند كه می توانند با آغاز زندگی مشتركشان به آرامش رسیده و عامل رشد و بالندگی و كمال یكدیگر می شوند. به عبارت دیگر از طریق همین آگاهی های واقع بینانه؛ دو طرف در خواهند یافت كه آیا با یكدیگر تناسبی دارند یا نه؟ و به قول معروف بی گدار به آب نمی زنند و از نقاط ضعف و قوت همدیگر اطلاع پیدا می كنند. ازدواج نقطه عطف زندگی هر فردی است كه بخش اعظم زندگی معمولاً از زمان پیمان زناشویی آغاز می شود و پایه های زندگی مشترك را با این عقد و پیمان پایه ریزی می كنند و دورنمای زندگی مشترك و آینده طولانی ترسیم می شود. به همین جهت است كه موفقیت و شكست در این مرحله اگر نگوئیم مساوی با موفقیت و شكست در تمام طول عمر است حداقل می توان گفت نقش حیاتی و بسیار اساسی در آن دارد. ولی نكته قابل توجه این است كه چگونه و طبق چه مكانیزمی دو طرف به این هدف دسترسی پیدا كنند و ایا می توان با ایجاد رابطه عاطفی و به قول سؤال كننده با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه ای كه سوء تفاهم هم نشود به این هدف دست یافت و زمینه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در این ارتباط ها به روحیات و ویژگی های اخلاقی و خانوادگی و ... همدیگر پی برد؟ ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقدیم بیشتر ارتباط هایی كه با همین قصد و نیت موجه و معقول شكل می گیرد مبنایی و یا انگیزه دیگری غیر از آن چه به زبان جاری می كنند دارد(به خصوص اگر تقاضا کننده جنس مذکر باشد). در واقع تقاضای آشنایی با یكدیگر قبل از ازدواج. صرفا پوشش به ظاهر مقبولی است که فرد بدین وسیله می خواهد دلیل موجه و معقولانه ای برای ارتباط های عاطفی و اظهار محبت های غیر مجازشان قرار دهد و توجیهی برای آن باشد. لازم به ذكر است برخی افراد با طراحی از قبل و از روی عمد و با چنین ترفندی و با مخفی كردن انگیزه های شیطانی خود، در پی صید و به دام انداختن افراد ساده دل و خوش بین هستند و به دروغ این انگیزه موجه را مطرح می كنند تا نیازهای جنسی خود را تأمین كنند و در واقع این گونه افراد عالما و عامداً طرف مقابل را قربانی غریزه جنسی و خودخواهی های شهوانی شان قرار می دهند. شكی نیست عده ای دیگر نیز هستند كه به طور ناهشیار گرفتار چنین دامی می شوند و هر چند واقعا هیچ كدام از دو طرف قصد سوء و یا سوء استفاده از سادگی و یا ناآگاهی طرف مقابل ندارد. ولی چون غریزه جنسی انسان بخصوص در دوران جوانی بسیار قوی و شدید است و از طرف دیگر حیله های شیطانی نیز دراین مورد بسیار پیچیده ، مرموز و متعدد است با طرح انگیزه های معقول و موجه به طور ناهوشیار وارد چنین صحنه خطرناكی می شود و به گمان این كه هدف مقدس و معقولی دارند این گونه ارتباط ها قبل از ازدواج مشكلی را ایجاد نمی كند و یا حداقل تا این اندازه مجاز و گاهی لازم و ضروری است و خلاصه با توجه به ویژگی غفلت از راه غیرمعقول و خطرناكی می خواهد به هدف پسندیده خود دست یابد. با ایجاد چنین ارتباطی به هر شكل كه متصور است (مكاتبه ای، تلفنی، حضوری و ... ) و شكل گیری علاقه اولیه بین دو طرف امكان تحقیق و بررسی واقع بینانه را به تدریج كاهش داده و بیشتر به دنبال نكات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده و تحقیقی که باید واقع بینانه و دور از هر گونه سو گیری باشد دچار سوگیری و یا تعصب خواهد شد. و شما خوب می دانید که هر تحقیق علمی و واقع بینانه ای باید از هرگونه تعصب و سوگیری به دور باشد تا درجه واقع نمایی آن بیشتر و ارزش علمی و عملی پیدا كند. همان طور که گفته شد حب الشی یعمی و یصم یعنی وقتی علاقه و محبت چیزی در قلب فرد جای گرفت او را نسبت به واقعیات کور و کر می کند و دیگر نمی تواند نقاط منفی و ضعف آن را ببیند و حتی بشنود و آنچه می بیند و می شنود به خوبی و نیکی یاد و ارزیابی می کند حتی نقاط ضعف را نقاط قوت تلقی می شود . خلاصه آنکه برای چنین امر مهم و حیاتی باید ابتدا به تحقیق و بررسی پرداخت و سپس در صورت داشتن قابلیت ها و صلاحیت ها در فکر ایجاد علاقه بود نه آنکه با عینک محبت و علاقه به بررسی اوضاع و احوال ویژگی های وی اقدام نمود . بنابر این باید گفت آن عشق و علاقه ای باعث كمال و رشد و آرامش خانوادگی می شود كه پس از پیمان زناشویی و تعهد به زندگی مشترك ایجاد شود که باید به گسترش و تعمیق آن پرداخته شود نه آن عشق و علاقه ای كه قبل از ازدواج به فردی كه هنوز آگاهی و آشنایی كافی نیست به آن پیدا نشده و کاملا ً سطحی است . بنابر این امید است با دقت هرچه تمام تر در رشد و بالندگی این دورة بسیار حساس و سرنوشت ساز _ دوره نوجوانی که اوج تحرک و نیروهای جسمانی و روانی است _ تلاش کرد و از هر گونه کجروی و کج اندیشی خود را حفظ کرد و سنگ بنای زندگی آینده را بر پایه های سست و مخرب قرار نداد.

* بنده بهترین زمان شناخت دختر پسر را دوران شیرین نامزدی معرفی و پیشنهاد میکنم.*

                                «نظر یادتون نره»


1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
پرداخت اینترنتی زکات فطریه - موسسه خیریه حضرت ابوالفضل العباس (ع) امین امیرصادقی مربی تیم فوتبال بزرگسالان نیروی زمینی در لیگ دسته یکم کشور شدجایزه 50.000 تومانیچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات تورهای مشهد مقدس ویژه تابستان 1393پیر شدیم.....ولی بزرگ نه!شعری از خودم: گئتدون غربته من سیزمرکز آموزش زبان انگلیسییه حرفــــــــــــ دل شاید به دردت بخوره بیا توشارژ تلفن همراه در حال راه رفتن
کاربران آنلاین

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است